داریوش مهرجوئی
متولد: 1319 تهران
تحصيلات: فارغ التحصيل رشته فلسفه و سينما از دانشگاه کاليفرنيا
فعاليت در سينما: از سال 1346 با فيلم «الماس 33»
داريوش مهرجويی چه در قبل و چه بعد از انقلاب از معتبرترين كارگردانان سينماي ايران به شمار مي آيد. فيلم «گاو» او در كنار فيلم «قيصر» مسعود كيميايي سرفصل سينماي موج نوي ايران محسوب مي شود. مهرجويي در بعد از انقلاب نيز با فيلم «هامون» توجه منتقدان را به سينماي روشنفكرانه و فلسفه اي خود جلب كرد. او يكي از وزنه هاي اساسي سينماي متفكرانه ايران است.

جوايز:
• جايزه ويژه منتقدين بين الملل در جشنواره ونيز 1970 براي فيلم «گاو»
• ديپلم افتخار از جشنواره فيلم مسكو 1971 براي فيلم «آقاي هالو»
• برنده جايزه كليساي EVANGEUST در جشنواره فيلم برلين 1972 براي فيلم «پستچي»
• جايزه اول جشنواره پاريس 1977 و جايزه مجمع كليساي كاتوليگ ها در جشنواره فيلم برلين 1978 براي فيلم «دايره مينا»
• جايزه سيمرغ بلورين بهترين فيلمنامه و بهترين كارگرداني هشتمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم «هامون» 1368 و جايزه سوم جشنواره فيلم توكيو 1991 براي «هامون»
• جايزه بهترين فيلمنامه از يازدهمين جشنواره فيلم فجر1372، جايزه بهترين فيلم از جشنواره سن سباستين 1372، جايزه بهترين فيلم جشنواره نانت فرانسه 1372، جايزه اول جشنواره سائوپولو برزيل 1373 و جشنواره فيلم حراره زيمبابوه 1374 براي فيلم «سارا» و …
فيلم شناسی:
• بانو (1370)
• سارا (1371)
• پري (1373)
• ليلا (1375)
• درخت گلابي (1376)
• ميكس (1378)
• جستجو در جزيره ( 1379)
• بماني (1380) • گاو (1348)
• آقاي هالو (1349)
• پستچي (1351)
• دايره مينا (1353)
• مدرسه كه مي رفتيم (1360)
• سفر به سرزمين رمبو (1363 در فرانسه)
• اجازه نشين ها (1365)
• شيرك (1366)
• هامون (1368)
فيلمهاي او اكثرا با مسايل واقعي وسرنوشت بشر همراه بوده و نوعي روحيهاجتماعي در آنها مطرح بوده است.
سینمایايران- سعيد مروتي:
1) درباره جايگاه داريوش مهرجويي در تاريخ سينماي ايران چه چيزي ميشود گفت و نوشت كه قبلاً گفته و نوشته نشده باشد؟
اين كه مهرجويي از قلههاي سينماي متفاوت ايران است؛ سينمايي پيشرو كه قرار بود تفاوتهايي اساسي با فيلمفارسي داشته باشد، يكي از ستونهايش مهرجويي بود. «گاو» مهرجويي با همزادش «قيصر» كيميايي موج نوي سينماي ايران را شكل دادند.
سينماي متفكرانه ايران تا قبل از مهرجويي هم با آثاري چون «جنوب شهر» و «خشت و آينه» وجود داشت اما اين مهرجويي بود كه با «گاو» و بعدها «پستچي» و «دايره مينا» توانست اين مسير را تداوم ببخشد.
تداومي كه هيچ كدام از اسلاف او چون گلستان و غفاري، نه اين كه نخواستند، كه نتوانستند داشته باشند. مهرجويي البته اين شانس تاريخي را هم داشت كه «گاو»اش همزمان با «قيصر» بر پرده آمد.
خيليها معتقدند اگر «قيصر» در همان سال اكران نميشد و شهر را به هم نميريخت، اصلا موج نويي در سينماي ايران شكل نميگرفت. اقبال عمومي به آثار كيميايي جوان در آن سالها موجب شد تا جواناني كه حرف متفاوتي در سينما ميزدند جدي گرفته شوند.
به ياد داشته باشيد كه مهرجويي فيلم مهم دهه پنجاهاش يعني «پستچي» را با سرمايه مهدي ميثاقيه ساخت. ميثاقيه به عنوان يكي از تهيهكنندگان مهم سينماي فارسي، بعد از شكلگيري موج نو متمايل به همكاري با كارگردانان منسوب به اين موج شد؛ كارگرداناني مثل كيميايي، تقوايي و مهرجويي.
مهرجويي در دهه پنجاه به عنوان فيلمسازي متفكر و پيشرو، آثاري خلق كرد كه هم منتقد ميپسنديد و هم تماشاگر اقبال نسبي به آنها نشان ميداد.
سالها قبل از ظهور كيارستمي، ما براي اولين بار با فيلمهاي مهرجويي به جشنوارههاي معتبر جهاني راه پيدا كرديم.
2) در ميان فيلمسازان خوشفكر جريان موج نو كه فعاليتشان در سالهاي پس از انقلاب نيز ادامه يافت، مهرجويي موفقتر از همه آنها نشان داده است. بيضايي و تقوايي هر چند سال يك بار امكان فيلمسازي يافتند، علي حاتمي زود از ميان ما رفت.
كيميايي هم كه در دهه پنجاه موفقترين كارگردان سينماي ايران بود، هر چند به صورت مداوم فيلم ساخت ولي به دلايلي كه در حوصله اين يادداشت نيست، نتوانست توفيق گذشته را تكرار كند.
تنها فيلمسازي كه مانند مهرجويي پس از انقلاب رشد كرد، عباس كيارستمي بود. با اين توضيح كه كيارستمي در سالهاي قبل از انقلاب، فقط يك فيلم بلند سينمايي در كارنامه داشت و اساساً با سينماي نوين ايران بود كه به چهرهاي جهاني بدل شد.
كيارستمي هم البته اين توفيق جهاني را به قيمت از دست دادن مخاطب اين جايي به دست آورد.
مهرجويي در عوض با آثار پس از انقلابش، مبدل به يكي از محبوبترين كارگردانان ايراني شد. اقبال نسبي مخاطب در مورد فيلمهايي چون «دايره مينا» و «پستچي» در مورد مهرجويي پس از انقلاب، به رويكرد تماشاگراني بسيار گستردهتر شد؛ از كمدي هوشمندانه «اجارهنشينها» تا فيلم ساختارشكني مثل «هامون» از سوي مردم ديده شدند.
مهرجويي نشان داد كه اين توانايي را دارد كه خودش را با شرايط زمانه تطبيق دهد. او به راحتي با مضامين دستمالي شده در سريالهاي خانوادگي كار ميكرد و با پرداخت هنرمندانهاش آثاري چون «سارا» و «ليلا» را خلق ميكرد.
او نه تنها پشتيباني منتقدان را حفظ كرد بلكه توانست توجه مخاطب جواني كه احتمالاً ارتباطي با فيلمهايي چون «گاو» و «پستچي» برقرار نميكرد، را نيز جلب كند. به همين خاطر بود كه خيليها معتقدند كه مهرجويي در سالهاي پس از انقلاب تولدي دوباره را تجربه كرد.
او سالها حيثيت سينماي روشنفكرانه ايران را حفظ كرد. اين را چه نشانه هوشمندي فوقالعاده مهرجويي بدانيم و چه آن را به حساب رندياش بگذاريم، درصورت مسئله هيچ تفاوتي ايجاد نميشود.
مهرجويي موفقترين فيلمساز با سابقه اين سينماست؛ فيلمسازي كه اين توانايي را دارد كه فيلمي بسازد كه هم يك زن خانهدار آن را دوست بدارد و هم يك استاد دانشگاه. هم منتقد ستايشاش كند و هم مدير فرهنگي ارج و قربش دهد.
چنان كه براي هيچ سينماگري به اندازه مهرجويي نقد مثبت نوشته نشده، همچنين با فاصلهاي فراوان از هم نسلانش، او بيشترين سيمرغها را از جشنواره دولتي فجر به خانه برده است. مهرجويي چهره موجه سينماي ايران از تمام جهات بوده است.
3) مهرجويي در تمام دوران فيلمسازياش نشان داده است كه دوست ندارد، در يك روال مشخص و امتحان پس داده فيلم بسازد. به همين خاطر است كه فيلمهاي او با تمام مؤلفههاي تكرار شوندهاي كه چون نخ تسبيحي آنها را به هم متصل ميكند، در گونههاي كاملاً متفاوتي ساخته شدهاند.
به همين خاطر است كه بعد از فيلمي چون «درخت گلابي»، با آن فضاي شاعرانهاش، سراغ فضاي هذياني و كابوس مانند «ميكس» ميرود. يا پس از فيلم جدي و تلخ «بماني»، كمدي مفرح «مهمان مامان» را ميسازد.
4) اين مقدمهچيني طولاني را كردم تا به اين نكته برسم كه مهرجويي در چند سال اخير در حد نام بزرگش ظاهر نشده است.
در واقع بعد از شاهكاري مثل «درخت گلابي»، مهرجويي فيلمي در اندازههاي كارهاي شاخصاش نساخته است. «بماني» تجربهاي ناموفق و ناكام در گونهاي بود كه بهترين نمونههايش را كيارستمي ساخته است.
آشفتگي و اغتشاش «ميكس» از كسي كه «هامون» را ساخته بود، بعيد مينمود. همچنان كه ديدن «مهمان مامان» از فيلمسازي كه سالها قبل «اجارهنشينها» را به عنوان اثري كمدي ساخته بود، دور از انتظار بود.
با توجه به اينها، ميتوان گفت كه «سنتوري» بهترين كار مهرجويي در يك دهه اخير است. مهرجويي در ميانههاي جشنوارهاي نه چندان پررونق، چراغ فستيوال را روشن كرده است. به ابتداي اين يادداشت بازميگردم، اولين نمايش فيلم مهرجويي يك اتفاق مهم سينمايي است.
5) حالا «سنتوري» را داريم با صحنهها و سكانسهايي كه در آن ظرافت هنرمندانه به كفايت موجود است. با بازي خوب رادان و گلشيفته فراهاني و اجراي درست و گرم ترانهها كه يكي از معدود موارد سينماي ايران است كه كمدي از كار در نيامده است.
تصوير تكاندهنده حركت رادان در دل جمعيت در ابتداي فيلم با آن نريشن فوقالعاده، نويد تماشاي فيلمي درخشان را ميدهد. هرچند در ادامه «سنتوري» نميتواند چنين توقعي را برآورده كند.
فيلم بخش قابل توجهي از انرژي و حركتش را از موسيقي ميگيرد. از نواي سنتور اردلان كامكار و صداي محسن چاووشي. چيزي كه احتمالاً براي تماشاگر هم بيش از هر چيز ديگر جالب توجه خواهد بود. «سنتوري» اگر اكران شود، ميتواند توفيق تجاري «مهمان مامان» را به راحتي تكرار كند.
فراز و نشيبهاي زندگي سنتوري، صحنه آشنايي و عاشقانههايش با هانيه
(گلشيفته فراهاني)، دستكم در اجرا همان مهرجويي سرحال و سرزنده را نشانمان ميدهد.
شلختگي تصاوير «مهمان مامان» هم اين بار جاي خود را به استفاده به قاعده و به سامانتري از دوربين روي دست داده است.مجموعه اينها اتفاقات دلپذيري هستند كه يكي دو ساخته اخير مهرجويي از آنها بهره چنداني نبرده بودند.
در عوض ميتوان گفت فيلم ضعفهايي دارد كه از فيلمسازي در اندازههاي مهرجويي بعيد است؛ اينكه كاملاً واضح است تمام صحنههاي كنسرت علي رج زده شده و حتي تماشاگران هم در كنسرتهاي مختلف تغيير نميكنند؛اينكه فصل حمله كيانوش گرامي و رفقايش به عروسي، خيلي سطح پايين و سردستي از كار درآمده است؛اينكه جز بازيگران حرفهاي كه تازه آنها هم تمامشان خوب نيستند، بقيه بازيها چيزي در حد فاجعه است.
سيامك خواهاني آنقدر بد بوده كه تدوينگر ناچار شده اغلب صحبتهايش را روي عكسالعملهاي طرف مقابل برش بزند. بقيه بازيگران نقشهاي فرعي هم سطح فيلم را تا حد سريالهاي نازل تلويزيوني پايين ميآورند.
مهرجويي با «سنتوري» آمد و چراغ جشنواره را روشن كرد ولي اميدوارم دوستان بدون ذوقزدگي از باند صوتي فيلم و كار خوب رادان و گلشيفته فراهاني با فيلم طرف شوند.
به عنوان يك دوستدار سينماي مهرجويي از ته دل ميخواهم كه سنتوري بدون هيچ مشكلي اكران شده و فروش خوبي هم بكند؛ با اين اميدواري كه فيلم بعدي او فقط از فيلمهاي همكارانش بهتر نباشد، بلكه در اندازه نام بزرگ سازندهاش هم باشد.
گردآوری : برگزیده
